از حافظه ات cut/past شده ام.
فایلی شده ام در فلشی
که از تصور ویروس تب میکند.
حالا تو آنجایی که عکس هایش را به دیوار خوابهایت میزدی.
میتوانی به برج پیزا بگویی
پایش را بلند کند
من را آن زیر بگذاری و ...
شاید پیزا کمر راست کند
از پنجره هایش صداهای غیر مجاز بریزد
و جواب آزمایش هایش ، مهندسان را بی جواب بگذارد.
شاید هم فقط بگوید
چیزی در پایش فرو رفته.
من هر شب تب میکنم
و ویروس ها هر بار تغییر شکل میدهند.
میتوانی به پیزا بگویی پایش را فشار دهد
آنوقت تمام عکسهایت را قاب کنی.
کاش فلش ارزان نمیشد...